X
حضور دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در مراسم روز ملی عربستان در تهران، بهانهای شده است تا حجتالاسلام احمد کوثری، مدیرگروه امت و تمدن پژوهشکده باقرالعلوم (ع) در یادداشتی، نسبت میان دیپلماسی، تقریب مذاهب و ملاحظات راهبردی جمهوری اسلامی را بررسی کند. نویسنده با اشاره به جایگاه مجمع تقریب و شرایط پرتنش منطقه، این پرسش را مطرح میکند که مرز میان تعامل دیپلماتیک و فاصله گرفتن از مبانی و اهداف تقریب کجاست.
در این یادداشت، محمدجواد فلاح با طرح این پرسش که «وحدت حول چه چیزی و با چه معیاری؟» به بررسی مفهوم وحدت و نسبت آن با حقیقت و ارزشهای دینی میپردازد. نویسنده با استناد به آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»، تأکید میکند که وحدت حقیقی باید بر محور «حبلالله» شکل بگیرد و نباید به بهانه حفظ انسجام، ارزشهای دینی یا حق نقد و مطالبهگری نادیده گرفته شود.
گسترش تلفن همراه و اینترنت، پیمایشهای تلفنی و آنلاین را به ابزاری سریع و کمهزینه برای شناخت مسائل فرهنگی و اجتماعی ایران تبدیل کرده است؛ اما سهولت دسترسی به پاسخگویان، لزوماً به معنای دستیابی به تصویری دقیق و نماینده از جامعه نیست. ضعف در چارچوب نمونهگیری، عدم پاسخگویی و تفاوت گروههای حاضر و غایب در نمونه میتواند نتایج پیمایش را با سوگیری مواجه کند؛ مسئلهای که در موضوعات حساس فرهنگی، اجتماعی و سیاسی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
احمد کوثری مدیر کارگروه امت و تمدن پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع) در این یادداشت با بررسی عملکرد بخش علمی مجمع تقریب مذاهب اسلامی در چهلمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی، از فاصله گرفتن «تقریب» از مسائل واقعی و راهبردی جهان اسلام انتقاد میکند. نویسنده با اشاره به ضعف در حضور و گفتوگوی مستقیم با علمای اهلسنت، فقدان گفتمان روشن درباره وحدت و سردرگمی در تشخیص تهدیدها و فرصتهای جریانهای اسلامی، بر ضرورت عبور از همایشهای تشریفاتی و حرکت به سوی تقریبِ راهبردی، اجتماعی و عملیاتی تأکید دارد.
یادداشت | حبیبالله اسداللهی
یادداشت | محمد باغچقی پژوهشگر گروه امت و تمدن پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام
یادداشت | محمد باغچقی عضو گروه امت و تمدن پژوهشکده باقر العلوم (علیه السلام) قم
یادداشت | احمد کوثری
این یادداشت، با نگاهی به آیین باشکوه وداع با «امام شهید»، این رخداد را فراتر از یک مراسم تشییع و نمادی از پیوند عمیق ملت با آرمانهای اسلام، ایران و مقاومت روایت میکند. نویسنده با تبیین شخصیت امام شهید بهعنوان معمار بیداری امت اسلامی، تأکید دارد که مجاهدت، استقامت و مردمداری، سرمایهای ماندگار آفرید که بازتاب آن را میتوان در حضور پرشور ملت ایران، همراهی ملتهای منطقه و ادای احترام جهانی به این شخصیت تاریخی مشاهده کرد.
یادداشت | احمد کوثری مدیر گروه امت و تمدن پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع)
یادداشت | مهدی افراز
در این یادداشت، نویسنده با تمرکز بر نسبت «شجاعت روشنفکری» و مواجهه اندیشمندان با شرایط بحرانی، به بازخوانی نقش اهل فکر در میدانهای اجتماعی و سیاسی میپردازد. او با تفکیک میان روشنفکران منفعل و روشنفکران صریح و حقگو، شجاعت علمی و اخلاقی را بهمثابه امری درونی و برخاسته از عقل و وجدان معرفی میکند که در بزنگاههای تاریخی خود را آشکار میسازد.
در میانه جنگ ترکیبی دشمن که میدان اصلی آن از مرزها به ذهنها و روابط اجتماعی منتقل شده است، پیام اخیر رهبر انقلاب با تأکید بر «جانفدایی» و پرهیز از تبدیل اختلاف به تنازع، نقشه راهی راهبردی برای صیانت از مهمترین سرمایه کشور، یعنی انسجام اجتماعی و نخبگانی، ارائه میدهد.
یادداشت | سیدعلی موسوی، استاد حوزه و دانشگاه
رهبر انقلاب، «آمادگی رزمی هوشمندانه برای مقابلۀ پرقدرت با دشمنان» را از الزامات «بازدارندگی حداکثری» دانستند و مقرّر کردند هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبهرو شود.
پنجمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی «تبیین نسبت حقوقی و سیاسی کاربر، سکو و دولت» با موضوع «انفال و سکوی حکمرانی مردمی» شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ در پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) برگزار میشود.
حجتالاسلام والمسلمین علی تولایی، پژوهشگر و استاد عالی حوزه علمیه مشهد، در پانزدهمین نشست پیشهمایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی»، با موضوع «عرفانِ سیاسی در ترازوی تاریخ؛ بازخوانی نسبت سیاست و سلوک از مدرسه نجف تا گام دوم انقلاب اسلامی»، بر ناسازگار نبودن عرفان حقیقی با فعالیتهای اجتماعی و سیاسی تأکید کرد.
سه شماره از فصلنامه «نامه جمهور» با محوریت اعتراض، زمینههای اجتماعی و زیستمحیطی آن، مسئله نابرابری و مطالبات کارگری، در نسخه الکترونیکی منتشر شده و از طریق سکوهای کتاب الکترونیکی در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
کتاب «تقاطع خیابان روزولت؛ تاریخ شفاهی ویلیام لهفلد، رایزن اقتصادی ایالات متحده در ایران» نوشته سید حسین خاتمی سبزواری و حسین باقری، از سوی انتشارات پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) منتشر شد. این اثر مجموعهای از مصاحبههای تاریخ شفاهی ویلیام لهفلد را در بر میگیرد و به ثبت تجربهها و مشاهدات او از فعالیتهای اقتصادی و دیپلماتیک آمریکا در ایران دوره پهلوی دوم میپردازد.
کارگروه مطالعات فضای مجازی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع)، چهارمین نشست تخصصی خود را با موضوع «جایگاه قانون در ساختار نهادی حکمرانی فضای سایبری چین» برگزار میکند.
مراسم رونمایی از کتاب «ایلسو؛ روایت تبلیغ عشایری» با حضور جمعی از نویسندگان و پژوهشگران حوزوی در سالن جلسات پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) قم برگزار شد.
چهاردهمین نشست پیشهمایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی» با موضوع «معنویتِ پیشبرنده؛ واکاوی امتداد اجتماعی عرفان در اندیشه تمدنی آیتالله خامنهای» و با سخنرانی دکتر احمد شاکرنژاد، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و مدیر سابق پژوهشکده اخلاق و معنویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، برگزار شد.
پیام تبریک رهبر معظم انقلاب در پی قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد زیر ۲۳ سال در مسابقات جهانی
سلسلهنشستهای علمی «رابطه پدر پسری در آیینه علم و دین» با محوریت بررسی چالشها، فرصتها، راهکارها و مهارتهای ارتباط پدر و پسر، از آبانماه ۱۴۰۵ از سر گرفته میشود.
کتاب «ایلسو؛ روایت تبلیغ عشایری» نوشته سعید احمدی، از سوی انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم(ع) منتشر شد. این اثر مجموعهای از روایتها و خاطرات مرتبط با تبلیغ دینی در میان عشایر است که در کنار بازگویی تجربههای مبلغان در مناطق دوردست، به زندگی عشایری، فرهنگ بومی و جایگاه این مردمان در حفظ هویت و میراث فرهنگی ایران میپردازد.
کتاب «ایلسو؛ روایت تبلیغ عشایری» نوشته سعید احمدی، که از سوی انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم(ع) منتشر شده است، روز دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ در آیینی با حضور جمعی از استادان و فعالان حوزه تبلیغ دینی رونمایی میشود.
کتاب «نظریه مقاومت؛ گفتمان عقلانیت در برابر اباحهگری» نوشته سید یحیی حسینی، از سوی انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم (ع) منتشر شد. این اثر با تبیین مبانی نظریه مقاومت و مقایسه آن با نظریه لیبرالدموکراسی، به بررسی تفاوتهای این دو گفتمان در موضوعاتی همچون آزادی، عقلانیت، جایگاه انسان، نسبت فرد و جامعه، توحید و حکمرانی میپردازد.
سیزدهمین نشست پیشهمایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی» با موضوع نسبت عرفان با علوم دیگر و تعریف جدیدی از عرفان اسلامی برای مأموریت الهی تمدنی، با سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین وکیلی، استاد حوزه علمیه مشهد، به صورت مجازی برگزار شد.
کتاب «هدیه شروع؛ تجربهنگاری مؤسسه خیریه بنیان ازدواج قزوین» نوشته خدیجه خدابنده، توسط انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم (ع) منتشر شد. این اثر با بررسی تجربه شکلگیری، تداوم و پیشرفت یک مؤسسه خیریه فعال در حوزه ازدواج، به دنبال شناسایی سازوکارهای مؤثر در فعالیت تشکلهای مردمنهاد و ارائه الگویی برای ارتقای عملکرد این مجموعهها در زمینه تسهیل ازدواج و تحکیم بنیان خانواده است.
شمارههای دوازدهم و سیزدهم فصلنامه «نامهجمهور» با محوریت «اعتراض» منتشر شد. این دو شماره در مجموع ۷۶۰ صفحه، ابعاد تاریخی، اجتماعی، فکری، حقوقی و الهیاتی اعتراض در ایران را بررسی کرده و در ادامه، به مطالبات کارگری، تشکلیابی و نسبت اعتراض با احیای امر اجتماعی پرداختهاند.
امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد . اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنيا رحلت کرد . کنيه آن حضرت ابامحمد بود .
امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سياه کمانی ، چشمانی درشت و پيشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسيار سفيد بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بيانی شيرين و جذاب و شخصيتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بي نظير برای قرآن مجيد بود . راه مستقيم عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و به ويژه برای اصحاب بزرگوارش - در ايام عمر کوتاه خود - روشن کرد .
به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسيم مي گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدينه گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت . دوره سوم نزديک 6 سال امامت آن حضرت مي باشد . دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود . خلفايی که به تقليد هارون در نشان دادن نيروی خود بلندپروازيهايی داشتند . امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانيد . زندانبان آن حضرت صالح بن وصيف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسيله آن دو غلام - آزار بيشتری دهد ، اما آن دو غلام که خود از نزديک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثير آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراييده بودند . وقتی از اين غلامان جويای حال امام شدند ، مي گفتند اين زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نياز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمي گويد . عبيدالله خاقان وزير معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات مي کرد به احترام آن حضرت برمي خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود مي نشانيد . پيوسته مي گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت نديده ام ، وی زاهدترين و داناترين مردم روزگار است . پسر عبيدالله خاقان مي گفت : من پيوسته احوال آن حضرت را از مردم مي پرسيدم . مردم را نسبت به او متواضع مي يافتم . مي ديدم همه مردم به بزرگواريش معترفند و دوستدار او مي باشند . با آنکه امام (ع ) جز با خواص شيعيان خود آميزش نمي فرمود ، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بيشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت . " از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع ) يکی نيز اين بود که از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شيعه ، به دست کسانی سپرده مي شد که دشمن آل محمد (ص ) و جريانهای شيعی بودند ، تا بدين گونه بنيه مالی نهضت تقويت نشود . چنانکه نوشته اند که احمد بن عبيدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بيت رسالت ، نهايت مرتبه عداوت را داشت " . " نيز اصحاب امام حسن عسکری ، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود ، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعيل نوبختی در بغداد مي زيستند ، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی ، پس از شهادت حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترين نوع درگيری واداشته بود . اين جناح نيز طبق ايمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی ، اين همه سختی را تحمل مي کرد ، و لحظه ای از حراست ( و نگهبانی ) موضع غفلت نمي کرد " . اينکه گفتيم : حضرت هادی (ع ) و حضرت امام حسن عسکری (ع ) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شديد و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با ياران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دينی خود به آنها مراجعه مي نمودند - کمتر معاشرت مي کردند به جهت آن بود که دوران غيبت حضرت مهدی (ع ) نزديک بود ، و مردم مي بايست کم کم بدان خو گيرند ، و جهت سياسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند ، و پيش آمدن دوران غيبت در نظر آنان عجيب نيايد . باری ، امام حسن عسکری (ع ) بيش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و رياست روحانی اسلامی ، آثار مهمی از تفسير قرآن و نشر احکام و بيان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شيعيانی که از راههای دور برای کسب فيض به محضر امام (ع ) مي رسيدند بر جای گذاشت . در زمان امام يازدهم تعليمات عاليه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی را تجديد کرد ، و فرهنگ شيعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های ديگر نيز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون يعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعليمات آن امام ، گرديد . در قدرت علمی امام (ع ) - که از سرچشمه زلال ولايت و اهل بيت عصمت مايه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله : همين يعقوب بن اسحاق کندی فيلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ايرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانيد و بعدها از دوستداران و در صف پيروان آن حضرت درآمد .
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند . در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . يکی از ايشان نحرير خادم بود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای آن مي کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم (ع ) و حضرت موسی (ع ) تکرار مي شد . حتی قابله هايی را گماشته بودند که در اين کار مهم پی جويی کنند . اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهيد خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسيب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموريت الهی خود را انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی مي دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانيد و بعد ، از کردار زشت خود پشيمان شد . بناچار اطبای مسيحی و يهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ويژه در مأموريتهايی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در ميان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از اين دلسوزيهای ظاهری هدف ديگری داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقيقت ماجرا بود . بعد از آگاه شدن شيعيان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گريه برخاست . مردم آماده سوگواری و تشييع جنازه آن حضرت شدند .
ابوالاديان مي گويد : من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع ) مي کردم . نامه هاي آن حضرت را به شهرها مي بردم . در مرض موت ، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی شد و صدای گريه و شيون از خانه من خواهی شنيد ، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود . ابوالاديان به امام عرض مي کند : ای سيد من ، هرگاه اين واقعه دردناک روی دهد ، امامت با کيست ؟ فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند . ابوالاديان مي گويد : دوباره پرسيدم علامت ديگری به من بفرما . امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد . ابوالاديان مي گويد : باز هم علامت ديگری بگو تا بدانم . امام مي گويد : هر که بگويد که در هميان چه چيز است او امام شماست . ابوالاديان مي گويد : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چيز ديگری بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتی به در خانه امام رسيدم صدای شيون و گريه از خانه امام بلند بود . داخل خانه امام ، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری را ديدم که نشسته ، و شيعيان به او تسليت مي دهند و به امامت او تهنيت مي گويند . من از اين بابت بسيار تعجب کردم پيش رفتم و تعزيت و تهنيت گفتم . اما او جوابی نداد و هيچ سؤالی نکرد . چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند . چون جعفر به نماز ايستاد ، طفلی گندمگون و پيچيده موی ، گشاده دندانی مانند پاره ماه بيرون آمد و ردای جعفر را کشيد و گفت : ای عمو پس بايست که من به نماز سزاوارترم . رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ايستاد . سپس آن طفل پيش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی امام علی النقی عليه السلام دفن کرد . سپس رو به من آورد و فرمود : جواب نامه ها را که با تو است تسليم کن . من جواب نامه را به آن کودک دادم . پس " حاجزوشا " از جعفر پرسيد : اين کودک که بود ، جعفر گفت : به خدا قسم من او را نمي شناسم و هرگز او را نديده ام . در اين موقع ، عده ای از شيعيان از شهر قم رسيدند ، چون از وفات امام (ع ) با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسيدند : بگو که نامه هايی که داريم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است ؟ جعفر گفت : ببينيد مردم از من علم غيب مي خواهند ! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت : ای مردم قم با شما نامه هايی است از فلان و فلان و هميانی ( کيسه ای ) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا . شيعيانی که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان است اين نامه ها و هميان را به او تسليم کن . جعفر کذاب نزد معتمد خليفه آمد و جريان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت : برويد و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنيد و کودک را پيدا کنيد . رفتند و از کودک اثری نيافتند . ناچار " صيقل " کنيز حضرت امام عسکری (ع ) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اينکه او حامله است . ولی هرچه بيشتر جستند کمتر يافتند . خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نيز در کنف حمايت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان مي باشد . درود خدای بزرگ بر او باد .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[ مشاهده کل متن ]ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ